تبليغاتX
عشق گمشده
عشق
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 14:25  توسط حمید  | 

من عشق تو را در گورستان قلبم خاک نمودم و انجا را با خون جیگرم شستشو دادم و درخت بختم را در ان کاشتم تا سایه بان عشق لطیف تو باشد.
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 14:23  توسط حمید  | 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 14:23  توسط حمید  | 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 14:17  توسط حمید  | 

سلام دوستان امیدوارم حالتان خوب باشد و هیچ وقت قطار زندگیتان روی جاده غم نباشد.شرمنده که چند وقتی از شما دور بودم ونتونستم انتظاراتتان را براورده کنم ولی خوب از همین حالا دوباره شروع میکنیم با هم و به کمک هم.با تو متولد شدم

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 14:14  توسط حمید  | 

 

خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.

قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.

خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!

خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد.

آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.

قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی.

خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.

بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند.

خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند دشد.

آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.

خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!

نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین.

قابل توجه خواننده های مونث؛ اینجا پایان این داستان بود. لطفاً صفحه را ببندید و برید حالشو ببرید.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

.

.

.

.

.

.

.

.

.

مرد دچار حمله قلبی ۱۰ برابر خفیف تر از همسرش شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 17:47  توسط حمید  | 

بوسه يعني آغازي براي ما شدن

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب

بوسه مگر چیست فشار دو لب

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 17:14  توسط حمید  | 

گفتم که می بوسم تو را                                   گفتی تمنا میکنم

گفتم اگر بیند کسی                                         گفتی که حاشا میکنم

گفتم اگر ناگه رغیب آید زدر                              گفتی که با افسونگری اورا زسر وا می کنم

گفتم چه میبینی زچشم چون آیینه ام             گفتی که من خود را در اوعریان تماشا میکنم

گفتم که ازلعن لبت نزدشکوهی کن عطا         گفتی که من این بوسه را درنزد جانان میدهم

 

بوسه مگر چیست فشار دولب                         این که گنه نیست چه روز شب

سلام به شما دوستان خوبم .شعری که در بالای صفحه مشاهده میکنید از یکی از دوستان خوبمه(امید)که به زودی باید ازش خداحافظی کنم .حالا دوست دارم شما دوستان نظرتون را راجع به شعرهای با لا بدهید  تا یک خداحافظی خوبی با او داشته باشیم .در ضمن او را دعا کنید که زندگی خوبی در اینده داشته باشد (منم از دعای خودتون بی نصیب نزارین).

قربان شما حمید(امیر علی)

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 16:59  توسط حمید  | 

پزشك قانوني به بيمارستان دولتي سركي كشيد و مردي را ميان ديوانگان ديد كه به نظر خيلي باهوش مي امد .

وي را صدا زد و با كمال ادب از او پرسيد:مي بخشيد اقا شما را به چه علت به تيمارستان اورده اند؟

مرد جواب داد : اقاي دكتر بنده زني گرفتم كه دختري 18 ساله داشت روزي پدرم از اين

دختر خوشش امد و با او ازدواج كرد از ان روز به بعد زن من مادرزن پدر شوهرش شد و

چندي بعد دختر زن من كه زن پدرم بود پسري زاييد كه نامش را چنگيز گذاشتند و چنگيز

برادر من شد زيرا پسر پدرم بود اما حال چنگيز نوه زنم بود و از اين قرار نوه من هم مي شد

و من پدر بزرگ برادر تني خود شده بودم.چندي بعد زن من پسري زاييد و از ان روز زن پدرم

خواهر ناتني پسرم و حتي مادر بزرگ او شد در صورتي كه پسرم برادر مادربزرگ خود و

حتي نوه او بود از طرفي چون مادر فعلي من يعني دخترزنم خواهر پسرم شود بنده ظاهرا

خواهرزاده پسرم شده ام ضمنا من پدر و مادرم و پدربزرگ خود هستم پس پدرم هم برادر من است و هم نوه ام.

حالا اقاي دكتر اگر شما هم به چنين مصيبتي گرفتار مي شديد ايا كارتان به تيمارستان نمي كشيد؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 15:47  توسط حمید  | 

دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.

پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:

لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم که دراين

مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را

ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست

باعشق : روبرت

دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد،

برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند

باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي

کند، به اين مضمون:

روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان

عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان.....

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 15:39  توسط حمید  | 

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده میکرد . یک روز او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت .

پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند .

صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند، اما نجار بر حفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد .

سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد ، از او خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد .

نجار در حالت رودربایستی ، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود . پذیرفتن ساخت این خانه را برخلاف میل باتنی او صورت گرفته بود . برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی ، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت ، کار را تمام کرد .

او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد . صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد .

زمان تحویل کلید ، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!

نجار ، یکه خورد و بسیار شرمنده شد .

در واقع اگر او میدانستکه خودش قرار است در این خانه ساکن شود ، لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن بکار می برد و تمام مهارتی که در کار داشت برای ساخت آن بکار می برد . یعنی کار را به صورت دیگری پیش میبرد .

این داستان ماست .

ما زندگیمان را میسازیم . هر روز میگذرد . گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم ، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم . اگر چنین تصوری داشته باشید ، تمام سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم . فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم ، ممکن نیست .

شما نجار زندگی خود هستید و روزها ، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشود . یک تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود .

مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود می سازید باشید .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 18:12  توسط حمید  | 

امشب رحمت دوست جاریست، مانند رود، نه! مانند باران، اگر دلتان لرزید، بغضتان ترکید، کسی اینجا محتاج دعاست، اگر یادتان بود باران گرفت دعایی به حال من بیابان کنید.

emshab rahmate dost jarist mesle rood, na manande baran, agar deletan larzid, boghzetan tarkid
kasi inja mohtaje doast, agar yadetan bod baran gereft, doai be hale mane biaban bokonid

---------------------------------------------

امشب سر مهربان نخلى خم شد،،، در كيسه نان بجاى خرما غم شد/ در كنج خرابه ها زنى شيون كرد ،،، همبازى كودكان كوفه كم شد..

emshab sare mehrabane nakhli kham shod, dar kiseye nan be jaye khorma gham shod
dar konje kharabe ha zani shivan kard, ham bazie kodakane kofe kam shod

---------------------------------------------

باشورحسينى وصلابت حسنى درسوگ علي مىگرييم. دعايتان توشه ي بي برگي ما

ba shore hoseini va salabate hasani dar soge ali migeriim , doayetan tosheye bi bargie ma

---------------------------------------------

امشب تمام آينه ها را
صدا كنيد. گاه اجابت است رو به سوي خداكنيد. اي دوستان آبرودار در نزد حق، درنيمه شب قدرمرا هم دعا كنيد.

emshab tamame aeene ha ra doa konid . ey dostane abroo dar dar nazde hagh. dar nime shabe ghadr mara ham doa konid

 

چون نامه جرم ما به هم پيچيدند * بردند به ديوان عمل سنجيدند * بيش ازهمگان گناه مابود ولي ما را به محبت علي(ع)بخشيدند.
با عرض تسليت در ليالي قدر اين حقير را ازدعاي خيرخويش فراموش نکنيد.التماس دعا

chon name jorme ma be ham pichidand bordand be divane amal sanjidand, bish az hamegan gonahe mabod vali mara be mohabbate ali bakhshidand

---------------------------------------------

مارا به دعا کاش فراموش نسازند
رندان سحر خیز که صاحب نفسانند

mara be doa kash nasazand faramoosh . rendane sahar khiz ke saheb nafasanand

---------------------------------------------

از عرش صدای ربنا می آید
آوای خوش خدا خدا می آید
فریاد که درهای بهشت باز کنید
مهمان خدا سوی خدا می آید

اس ام اس هاي معنوي ويژه شب هاي قدر

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 18:7  توسط حمید  | 

گر بتوانيم شخصيت افراد را پيش از داشتن رابطه با آنها بشناسيم و يا حداقل در مورد چگونگي رفتار و اخلاق آنها حدس هايي بزنيم بدون شک اين شناخت تاثيرات زيادي در رابطه ما داشته و کمک هاي فراواني به ما خواهد کرد.

معمولا انسان ها براي به دست آوردن شناخت بيشتر از دوستان و اطرافيان خود و يا شناخت سطحي از کساني که براي اولين بار با آنها رو به رو مي شوند به گزينه هاي مختلفي پناه مي برند که حدس زدن شخصيت طرف مقابل از روي لباس پوشيدن ،امضا و يا شيوه دست دادن او از جمله اين امور است.
 
شناخت شخصيت افراد از روي رنگ چشم گزينه جديدي است که در روابط انساني بي تاثير نبوده و چنانچه درست به کار رود مشکلات زيادي را حل خواهد کرد . مطلب زير که توسط يکي از انجمن هاي اينترنتي عربي منتشر شده است به بررسي انواع رنگ چشم و شخصيت دارندگان آن مي پردازد.

رنگ چشم سبز
رنگ چشم سبز نشان دهنده آن است که صاحبان آن شخصيتي قوي و اراده اي بالا دارند. در تصميم گيري ها، خيلي محکم عمل کرده و تا حدي خود راي و مغرور هستند.اين افراد اعتماد به نفس بالايي دارند و در کمک به ديگران سعي مي کنند تا آخرين توان خود را مصرف کنند.

رنگ چشم آبي
دارندگان چشم هاي آبي داراي نگاهي عميق بوده و شخصيتي حساس و شفاف دارند. اين افراد به راحتي فکر و نظر خود را به ديگران تحميل مي کنند و به همين نسبت جرات و شجاعت وي‍ژه اي هم به خرج مي زنند. قابل توجه است که بيشتر چشم آبي ها طبيعت و احساساتي هنري و ملموس دارند.

رنگ چشم مشکي
صاحبان چشمان مشکي انسان هايي رويايي هستند که در فضاي شاعرانه اي زندگي مي کنند و همچنين بسيار دست و دل باز هستند. بسيار سعي مي کنند با هر چه دارند به ديگران کمک کنند .اين افراد همچنين داراي خلق و خوي اجتماعي و احساسات ظريف هستند.

رنگ چشم قهوه اي
چشم قهوه اي سنبل مهرباني و محبت است و هر چه تيره تر باشد مهر و محبت صاحبش بيشتر است. چشم قهوه اي ها بسيار خون سردند و هر چه را که مي خواهند به راحتي تصاحب مي کنند. چنين به نظر مي رسد که اين افراد معناي عصبانيت را نمي شناسند و از آرامشي تمام نشدني بهره مندند.

رنگ چشم خاکستري
صاحبان چشم هاي خاکستري دو دسته هستند ، يا از شخصيتي آرام و با اعتماد به نفس برخوردارند و يا شخصيتي عصبي و انقلابي دارند و هميشه به دنبال آرامش مي گردند ولي در مجموع انسان هايي سرسخت و سنگين دل هستند.

رنگ چشم عسلي
با وجود اينکه چشم عسلي ها انسان هايي خوش قلب هستند ولي با ديگران صريح نيستند. اين افراد هميشه به دنبال دوست مي گردند. چشم عسلي ها معمولا از کودکي روي پاي خود بزرگ شده و دوست ندارند به ديگران تکيه کنند.


+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 18:2  توسط حمید  | 

سلام به تمام شما دوستان که من را لایق دانستید و به وبلاگ من سر زدید.

امیدوارم که خوشتون اومده باشد ولی به دلایل شخصی نتونستم مطالبم را به روز کنم به بزرگواری خودتون ببخشید .لطفا نظرات خود را برای بهتر شدن کارهایم بنویسید .مرسی. و خدانگهدار همه شما        

                                  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 17:15  توسط حمید  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 16:58  توسط حمید  |